
ماه گذشته در گرمای طاقت فرسای شیراز ، مستندی از نقش برجسته های ایرانی ساختم ، شکوه و جلال این نقوش تا جایی ست که آدمی از وصف آن عاجز است ، به راستی حجاری زبان قدرتهای باستان بوده است ، آنچه این نقوش به ما پیشکش می کند قدرت و شکوه نیاکان است که می توان بر آن بالید . گر چه همیشه هم اینطور نیست ، گاهی نقش یا نقوشی از ایران کهن یافت می شود که آدمی دلیلی برای تفاخر به آن نمی بیند ، هر چند که این نقوش در برابر شکوه و عظمت هخامنشی ، اشکانی و ساسانی به چشم نمی آید اما انکار نیز نمی توان کرد .
در ادامه کار به نقش رجب می رسیم ، گروه به سختی وسایل را آماده می کند ، به دلیل شدت نور دوربین در ثبت جزییات ناتوان است ، باید چند ساعتی مهمان این تنگه کوچک با نقوش زیبا باشیم تا شاید از شدت نور کاسته شود . در گود رفتگی کوه ، نقش برجسته کرتیر روحانی عهد ساسانی نور مناسبی دارد ، پس از بچه ها می خواهم تا مقدمات ضبط را آماده کنند ، در حالی که گروه سرگرم کار خویش اند ، به نقش کرتیر خیره می شوم ، به راستی چهره او با تمام نقوشی که تا به حال دیده ام متفاوت است ، آدمی در مشاهده نقوش ایرانی جز سیمای خوش و پوشش شایسته نمی بیند اما این نقش ، مردی مغرور را نشان می دهد که گویی غرور و تکبرش را فریاد می زند ، احساس سرد و بی روح بر وجودم حاکم می شود ...
به راستی این مرد که بود ؟ و چه تاثیری در پادشاهی پر از پرسش ساسانی داشت ؟ در آن حال یکبار دیگر آنچه از کرتیر می دانم را در ذهن مرور می کنم :
کرتیر نام و یا لقب یکی از موبدان ساسانی است که از او کج روی های بسیاری در آیین و فرهنگ ایران عهد ساسانی به یادگار مانده است . او در دوران پادشاهی اردشیر بابکان ، شاپور یکم ، هرمز یکم ، بهرام یکم و بهرام دوم مسئولیت هایی نظیر موبد موبدان و رییس داوران (قاضی القضات) داشته است اما اقتدار خویش را مدیون هرمزد یکم بود که با اعطای کلاه و کمر ( نشان اشرافیت ) او را در ردیف بزرگان عصر درآورد و به درجه هرمزد موبد رساند . در کل کرتیر را می توان بنیانگزار تئوکراسی در ایران نامید .
کرتیر به اوستای ساسانی تقدس بخشید و با تحریف اندیشه های توحیدی آیین زردشت رفته رفته دین رایج ساسانی را رنگ و لعاب پلی تئیسم یا چند خدایی داد . او قداست خویش را تا بدانجا رساند که مدعی سفر به عالم مینو شد و خود را از جمله کسانی بر شمرد که چشم برزخی دارند و با ترویج همین خرافات و بدعت ها موجبات آن را فراهم آورد تا روحانیون ساسانی خویش را نمایندگان خدا در زمین پندارند . او در کتیبه ای سفر خویش را اینگونه توصیف می کند :
... و اکنون زنى پيدا مىشود و ما زنى از او شريفتر نديدهايم . آن راهى که زن از آن مىآيد بسيار روشن است . و اکنون او به پيش مىآيد و آن مرد که هم شکل کرتير است ، به او خوش آمد مىگويد ...
زن و آن مرد که هم شکل کرتير است دست همديگر را گرفتهاند و به آن راه روشن شرق مىروند آن راه بسيار روشن بود و ...
پرفسور آشتیانی در کتاب برجسته خود " زردشت ، مزدیسنا ، حکومت" می گوید : تنها دو گناه بزرگ در عهد ساسانی مجازات مرگ دلخراش داشت ، یکی توهین به شاه و دیگری اهانت به خدا ، که بی شک منظور از اهانت به خدا ، توهین به روحانیت خرافاتی ساسانی بود .
کرتیر از دشمنان سرسخت مانی بود و سرانجام مرگ او را در سال (۲۷۶ میلادی) و در دوران پادشاهی بهرام یکم فراهم آورد . تعقیب و شکنجه و کشتار مانویان توسط او تا پایان دوران بهرام دوم ادامه داشت . همچنین او در کشتار و سرکوب ادیان دیگر با پشتوانگی شاه ساسانی دریغ نکرد که شرح آن را در کتیبه خویش اینگونه توصیف می کند :
... يهوديان ، شَمنان ، برهمنان ، نصارى ، مسيحيان ، مغتسله و زنديقان در کشورسرکوب شدند و بتها ويران شدند و لانههاى ديوان خراب گشتند و جايگاه ايزدان بنا گرديد .
بر اثر اعمال من در سرزمين ايران ازدواج های بسیاری با نزديکان انجام گرفت . و بسيار مردمان که بىايمان بودند و کيش ديوان داشتند ؛ بر اثر فشار من کيش ديوان را رها کردند ...
( حال آنکه می دانیم کشت وکشتار مردمان در آیین راستین زردشت از گناهان نا بخشودنی است ، عجیب است که مغی فرو مایه به خود اجازه داد تا اندیشه های زردشت پاک را اینگونه تحریف و نابود سازد .)
سر انجام با مرگ بهرام دوم و قیام نرسی که مخالفان کرتیر را گرد خود جمع کرده بود به جنایات این موبد خونریز پایان داده شد و نرسی او را از مقام های سیاسی و درباری برکنار نمود و در حاشیه نهاد . برخی محققان معتقدند کرتیر به دلیل فساد بیش از حد به فرمان نرسی که از او کینه دیرینه داشت به قتل رسید ...
بی رحمی و قصاوت کرتیر چنان تاثیری بر ایرانیان آزاده و پاک نهاد و پیروان راستین اشو زردشت گذاشت که وقتی رساله دینکرد را تدوین میکردند ، از آوردن نام او در آن کتاب خودداری کردند .
دردا که اینک ، از این مظهر تعصب و نفرت در ردیف موبدان و هیربدان بزرگ و نامآور یاد می شود . حال آنکه او در اولین اقدام موبدان راستین آیین زرتشت را از دم تیغ گذراند و یا به سیاهچال های ساسانی افکند تا بتواند دین ابداعی خویش را که به دین کرتیری شهره بود بنا گذارد .
با هشدار تهیه کننده به خود می آیم ، گروه آماده ضبط است ، به بچه های زحمتکش می نگرم و با لبخند به آنان می گویم :
شرمنده ام دوستان ، از ضبط این نقش برجسته منصرف شدم ...