
صبح خيلي زود به يزد رسيدم ، هوا سرد و مه آلود بود و نم نم باران بر سنگ فرش ايستگاه قطار مي نشست ، در انبوه رفت و آمد و ديد و بازديد مسافران سَمتا پديدار شد ، بلند و رعنا ، از نيمه هاي شب در ايستگاه قطار به انتظارم نشسته بود ، سَمتا از اسطوره ها آمده است ، پري مهرباني كه هميشه مرا به ياد داستان بانوي چراغ به دست مي اندازد و به قول بچه هاي دانشگاه او مادر ترزاي ديگريست ، دراوج جواني و زيبايي متين و آرام به نظر مي رسد . بي آنكه در شهر تاملي كنيم به راه افتاديم مقصد ما پير سبز بود پس به جانب اردكان رهسپار شديم . ساير عوامل فيلم و بچه هاي فني پيش از ما به راه افتاده بودند و اين بهانه اي شد براي سرعت غير مجاز ما و جريمه از جانب پليس . از آخرين مرتبه كه به پير سبز رفته بودم مدتها مي گذشت ، به اتفاق استاد انتظامي ، جمشيد مشايخي و ابوالفضل جليلي به آن مكان مقدس رفته بوديم و خاطره زيباي آن روز همچنان در خاطرم پرسه مي زد .

پس از عبور از كوهستانهاي عظيم پير سبز كه در اصطلاح محلي به آن چك چك يا چكچكو مي گويند هويدا شد . مكاني سرسبز بر دامنه كوهي بلند در برهوتي يكدست . ماشين پاي پله هاي سنگي ايستاد و ما پياده شديم . هيچ صدايي جز آواي اوستا خواني موبدان و ساير پيروان دين بهي به گوش نمي رسيد . به سَمتا گفتم: اي كاش مي شد مقداري از اين سكوت را با خود به تهران برد و او با خنده گفت: مي بريم ...

از پير سبز يا چك چك روايت هاي بسياري شنيده ام و دوست عزيزم بهزاد خداويسي نيز مدتي پيش در اين مكان فيلمي ساخته كه تماشاي آنرا توصيه مي كنم. عده اي از پيروان دين زرتشت واهالي بومي منطقه معتقدند اين مكان در اصل پناهگاه ابدي مهر بانو شاهزاده ساساني و دختر يزدگرد سوم مي باشد كه بعد از فروپاشي حكومت ساساني به اين مكان گريخته ودر اينجا از نظرها پنهان گشته است . و درخت سبز شده دردرون معبد كه آب از سر روي آن مي چكد و بر كف معبد جاريست در واقع همان مهر بانو مي باشد كه روزي دوباره چهره انساني به خود مي گيرد . روايتي ديگر معتقد است مهر بانو در خواب چوپاني حاضر شده و حقيقت پنهان شدن خود را براي چوپان بازگو مي كند و از وي مي خواهد تا مردمان را ازاين راز آگاه سازد. هنوز هم اهالي بومي وقتي به زيارت پير سبز يا چك چك مي آيند معتقدند بايد پاك و مطهر باشند چرا كه ورود به معبد با تن آلوده باعث مي شود تا آب در حال چكيدن از حركت باز ايستد و عيب آنان آشكار گردد. اما مهمترين نظريه حاكي از آن است كه چك چك يك معبد آناهيتايي مي باشد كه در روزگاري دور و به واسطه گرايش و تاكيد ايرانيان بر قداست آب پديدار گشته است. نيايش در اين مكان چيزي را در آدمي بيدار مي كند كه پيروان دين زرتشت به آن شور و بي تابي مي گويند .
