وقتي از دوستي شنيدم كه سنگ مزار سهراب تعويض شده كمي خرسند شدم ، تصور كردم با تغيير سنگ، پيرامون مزار نيز چنان ساخته و پرداخته مي شود كه ديگر عابران از همه جا بي خبر و زائران عصر پنجشنبه مشهد اردهال بي توجه به سهراب از كنار او نگذرند يا ماشين شهرداري و پتك و تيشه كارگر افغاني بر پيكر سنگ مزار آسيب نرساند . يادم مي آيد آخرين باري كه به مزار سهراب رفته بودم از وضعيت اسف بار آنجا سخت گريستم چرا كه با او چنان رفتار مي شد كه گويي قاتل امامزاده است .
خلاصه آنكه در سر هزار روياي شيرين مي پروراندم تا عكس هاي سنگ جديد مزار به دستم رسيد با ديدن تصاوير دوباره گريستم ، رسم كم لطفي و نا مهرباني اين مردمان گويي پاياني ندارد ديگر بي احترامي و ناسپاسي به جايي رسيده كه گويي سنگي سياه و بي ارزش را صدقه بر گوري گمنام نهاده اند . اي كاش قصه را همينجا پاياني بود. آزردگي ام از نوشته سنگ تراش در انتهاي سنگ است كه بهترين فرصت را براي تبليغ و معرفي خويش يافته است . تعجب و حيرتم از سكوت خانواده سپهري است كه در چاپ و نشر آثار و زندگي سهراب دريغ نمي كنند اما اي كاش كمي به فكر آن بزرگوار بودند . به راستي چه كسي مقصر است ؟
من مي گويم روزگار .كه نامهربان شده ، ياغي گشته و تلخ كام و بي ريشه مي بينمش ...


قايقي خواهم ساخت
شعري از سهراب
با صداي : خسرو شكيبايي
هيرمبا رسمي است كه در آن همچون جشن سده آتش افروزي مي شود . اين جشن در آخر فروردين ماه و در بين زرتشتيان شريف آباد اردكان بر پا مي گردد . آنان براي تهيه هيزم به زيارتگاه پيرهريشت در چهارده كيلومتري شريف آباد رفته تا در دشت هاي پيرامون آن خار و خاشاك لازم جهت آتش افروزي را فراهم آورند. سپس با غروب خورشيد و آغاز شب ، آتش افروخته مي شود .
نكته قابل توجه جشن هيرمبا آن است كه زرتشتيان شريف آباد مانند نياكان خويش در سپيده دم روز بعد خاكستر گرم آتش را به خانه ها برده و بعد از تبرك منزل و اوستا خواني خاكستر را به آتشگاه باز مي گردانند و معتقدند آتش هيرمبا مي تواند روزي و بركت بر خانه و سرزمينشان ارزاني دارد .
رسم هيرمبا امروزه تنها در شريف آباد اردكان برگزار مي شود اما در گذشته هاي دور اين جشن در مكان هاي ديگري چون مزرعه كلانتر ، نرسي آباد و خرمشاد نيز برگزار مي شد.
ويدئويي از جشن هيرمبا
با سپاس از محمد باقري نيا كه تصاوير را در اختيارم نهاد.