برگرفته از كتاب سينما و ساختار تصاوير شعري در شاهنامه
نوشته استاد عزيزم احمد ضابطي جهرمي
از ديدگاه سينمايي ، صداهاي موجود در صحنه ها و موقعيت هاي گوناگون داستان هاي شاهنامه را به سه دسته كلي مي توان تقسيم كرد : 1 – موسيقي 2 – اثرات صوتي 3- گفتار يا كلام شخصيت ها در اين مقاله بر آنيم تا به موسيقي در شاهنامه بپردازيم . نوع موسيقي داستان هاي شاهنامه را بر اساس موقعيت مي توان به دو گروه موسيقي رزمي و موسيقي بزمي تقيم بندي كرد .
الف: موسيقي رزمي : در اغلب صحنه هاي نبرد شاهنامه ، موسيقي رزمي در آغاز به علامت حمله يا حركت سپاه ، همچنين به نشانه ورود يك شخصيت به صحنه ، يا حركت يك پهلوان و ورود او به ميدان نبرد نواخته مي شود كه فضاي پر هيجان و يا ترس آوري را در مقدمه صوتي ( (Overture نبرد مي آفريند و غالبا در صحنه هاي نبرد گروهي ، فردوسي به توصيف صدا ، بويژه با آوردن نام سازهاي جنگي پر خروش كه صدايي كر كننده ، ترس آور و يا هيجان بخش دارند مي پردازد . اين گروه از سازهاي جنگي كه نام انها برده مي شود ، و اغلب تاثير صوتي نواختن ان در صحنه يا ميدان مورد وصف قرار مي گيرد ، عبارتند از : كوس ، بوق ، كرنا ، هندي دراي ، زنگ ، شيپور ، ناي رويين ، ناي سرغين ، گاودم ، رويينه خم و تبيره ... كه همه سازهاي باستاني اند و به جز كرنا تا امروزه جز نامي از بقيه باقي نمانده است .
خروشيدن آمد ز پرده سراي
ابا ناله كوس و هندي دراي
تبيره بر آمد ز درگاه شاه
نهادند بر سر ز آهن كلاه ...
زمين كوه تا كوه جوشن وران
برفتند با گرزهاي گران
ابيات زير نمونه اي گويا از كاربرد سازهاي رزمي است كه در توصيف فردوسي ، به صورت اركستر اسيوني از تركيب صداي پنج ساز جنگي پياپي نام برده شده اند :
چو خورشيد تابان ز بالا بگشت
خروش تبيره بر آمد زدشت
به شهر اندرون كوس با كرناي
خروشيدن زنگ و هندي وراي
سپاه اندر آورد پيش سپاه
چو هامون شد از گرد كوه سياه

نمونه اي از موسيقي رزمي براي اعلام خبر : افراسياب در نخستين رويا رويي اش با رستم ، از پيش جهان پهلوان ايراني مي گريزد و رستم سپاه توران را تار و مار مي كند . موسيقي ، پيروزي او ( ايرانيان ) را به پدرش زال و شاه ايران اعلام مي كند :
چو آواي زنگ آمد از پشت پيل
خروشيدن كوس بر چند ميل
يكي مژده بردند نزديك شاه
كه رستم بدريد قلب سپاه
و نمونه اي از وصف مبالغه آميز موسيقي رزمي را ، در نبرد شاپور پسر اردشير با برانوش پهلوان رومي در زير مي آوريم كه در اركستراسيون آن ، گروه پر قدرتي از سازهاي رزمي به كار گرفته شده اند :
چو بر خاست آواز كوس از دو روي
زقلب اندر آمد گو نامجوي ...
بر آمد زهر سپه كوس و غو
بجنبيد در قلبگه شاه نو
ز بس ناله بوق و هندي دراي
هي چرخ و ماه اندر آمد ز جاي
تبيره ببستند بر پشت پيل
همي بر شد آوازشان بر دو ميل
زمين جنب جنبان شد و پر ز گرد
چو آتش درخشان سناد نبرد
ب : موسيقي بزمي : در شاهنامه ، در مجلس بزم بيشتر از سازهاي زهي چون رباب ، چنگ ، تنبور ، بربط ، عود و رود استفاده مي شود و گاه از ساز هاي كوبه اي نظير دف و زنگ و ساز بادي چون ني يا ناي ( كه اين ساز در رزم هم گاه به كار مي رود ) . در جشنها نيز اغلب از تركيبات متنوعي از انواع ساز ها ياد مي شود . در شاهنامه و در آغاز دوره پهلواني ( عهد منوچهر) ، براي نخستين بار از ساز و آواز در جشن پيوند زال و رودابه نام برده مي شود :
بفرمود تا زنگ و هندي دراي
زدند و گشادند پرده سراي
چه اواي ناي و چه اواي چنگ
خروشيدن بوق و آواي زنگ
در جشن تولد رستم از نواختن انواعي از ساز هاي بزمي ( و رزمي ) ياد شده است :
به شادي بر آمد ز در گاه كوس
بياراست ميدان چو چشم خروس
مي آورد و رامشگران را بخواند
به خواهندگان بر درم بر فشاند
همه دشت پر باده و ناي بود
به هر كنج صد مجلس آراي بود
به زاولستان از كران تا كران
نشسته به هر جاي رامشگران
و چند سال پس از تولد رستم – آنگاه كه سام ( پدربزرگ او ) ميل به ديدار با نوه خود مي كند ، زال از آمدن سام آگاه مي شود و به پيشواز پدر مي رود :
چو زال آگهي يافت بر بست كوس
ز لشگر زمين گشت چون آبنوس ...
بزد مهره در جام و بر خاست غو
بر آمد ز هر دو سپه دارو رو
بخوردند باده به آواي رود
همي گفت هر يك به نوبت سرود .