تبليغاتX
آيين و اسطوره هاي ايراني - آثار العجم

 

                                            

فرصت الدوله شيرازي

کمی بالاتر از مقبره حافظ شیراز ، مزار فرصت الدوله است که هر گاه به شیراز سفر کنم به نیت او حافظیه می روم . رساله جاودان او " آثارالعجم " دستمایه فیلم مستندي شد که پس از مدتها ضبط آن را به پایان بردم . فیلمی در شرح حال پادشاهان پارس ، به ويژه داریوش بزرگ معروف به دارای اکبر .

هر چند فرصت الدوله در آثار العجم گاهی جانبداری های غیر منصفانه ای دارد اما قلم شیوا و بيان روان و صداقت اوست كه كتاب را برجسته نموده است. فرصت در بیان تاریخ ايران زمين راستی و درستی را پیشه کرده و بر خلاف سایر کتب تاریخی نظیر : فارس نامه ، اسکندر نامه ، شاهنامه ثعالبی ، تاریخ بلعمی ، جامع مفيدي و... به نكات تازه اي اشاره دارد . ايراد رساله هایی که بر شمردم در حذف آگاهانه کوروش ، داریوش اول ، خشایار شاه و ساير پادشاهان بزرگ پارس است. در این رسالات دارای صغير برادر نا تني اسکندر مقدونی است که توسط یاران خویش به قتل می رسد و در آغوش اسکندر جان می سپارد ، او پیش از مرگ از اسکندر می خواهد که دخترش روشنک را به همسری بر گزیند ، قاتلانش را مکافات کند و در نهایت پادشاهی لایق برای ایران زمین باشد . اسکندر به وصیت برادر عمل نموده آنگاه در پی خضر نبی رفته و حتی سر از اسلام و ملاقات با ائمه در می آورد . در اینجاست که نقش آثار العجم و تاثیر فرصت الدوله در بر هم زدن خرافات و ياوه گويي و ياوه سرايي مشخص شده و تاریخ حقیقی پارس آشكار مي گردد . او اسکندر را آنچنان که می باید به تصویر در آورده و بخش عظیمی از کتاب را به نکوهش اعمال و رفتار او پرداخته و بد انديشاني را که از اسکندر خضر ملکوتی ، پیامبر والا مقام يا ذوالقرنين ساخته اند گمراه مي خواند . در تایید سخنان فرصت الدوله است که علامه طباطبایی حدود ذوالقرنین را دور از جایگاه اسکندر مقدونی می داند و آنرا به کوروش کبیر نسبت می دهد . اين در حالي است كه رساله اسكندر نامه (نوشته شده ميان قرون ششم تا هشتم هجري) اسكندر را ذوالقرنين ناميده است و محمد مفيد مستوفي بافقي در كتاب جامع مفيدي به اسكندر لقب حضرت داده و او را يكي از انبيا مي خواند .

فرصت الدوله به آتش کشیده شدن تخت جمشید را مکر زنی فاحشه می داند که در همخوابگی از اسکندر می خواهد تا آتش خشم او را با ويراني پارس فرو نشاند و شاه شهوتران در مستی و پستی فرمان ويراني پارس را صادر می کند ، و آنگاه كه در کاخ دارا با فاحشه گرم همخوابگی است ، قصر سلاطین پارس در شعله هوس او می سوزد و ویران می شود ...

سر نوشت چاپ کتاب نیز شنيدني است ، او در ابتدا به سفارش مردي زرتشتي مقیم بمبئی بر آن می شود تا به نقاشی از احجار و بناهای کهن ايران بپردازد ، اما با مرگ ناگهانی آن مرد چاپ و نشر کتاب نا تمام می ماند ، عاقبت فرصت الدوله با مساعدت ناصر الدین شاه و اهتمام میرزا علی اصغر خان امین السلطان بخت آنرا می یابد تا کتاب آثار العجم را به رشته تحریر در آورد . عاقبت فرصت در 69 سالگی و در سال 1299 خورشیدی در شیراز چشم ازجهان فرو می بندد و بنا به درخواست خویش در مجاورت حافظ شیراز به خاک سپرده می شود .

فرصت ، مورخ و نقاش برجسته ای بود که تاثیر حداقل او بیدار کردن ذهن های خفته و غبار گرفته ای بود که اسکندر مقدوني را ناجی حیات ، عرفان و اعتقاد ايران می پنداشتند ، شاید اگر همت بلند او و دیگر اندیشانی چون حاج سیاح نبود ایران اينك اعتباري در بر نداشت. در پایان بخشی از نوشته های او را ( گذرا و ساده ) می نویسم تا خواننده محترم خود به مطالعه آثار العجم پرداخته و از حقیقت تاريخ پر فراز و نشيب سرزمين خویش آگاهی یابد .

زردشت : مردی بوده که نسبش به منوچهر بن ایرج می رسد ، پنج هزار و بیست و سه سال بعد از هبوط آدم علیه السلام ظهور نموده ، بعقیده پارسیان پیغمبری بزرگوار و حکیمی ریاضت شعار بوده و کتاب زند و پازند معروف را معجزه خود آورده و در سال چهارم از سلطنت گشتاسب به نزد آن رفته و پس از امتحانات بسیار و اظهار معجزات که از زردشت به ظهور پیوست گشتاسب بدو ایمان آورده و دین او را رواج می دهد . اسفندیار پسر گشتاسب نیز معتقد وی شده که به ترویج و تعیین آتشکده ها پرداخته است . عاقبت ارجاسب به بلخ تاخت و زردشت توسط تور براتور پهلوان تورانی به زخمی از پای در آمد و در آن زمان 70 ساله بود . اسفندیار نيز به کین خواهی زردشت ارجاسب را مقتول ساخت .

اسکندر رومی : گویند پنج هزار و دویست و هشتاد و یک سال بعد از هبوط آدم علیه السلام در مملکت ایران استیلا یافت ، زمانی که باستخر عبور نمود زنی که طیس نام داشت و همخوابه او بود شبی در حالت مستی عرضه کرد که مردم ایران سال ها ممالک یونان را خراب و ویران ساختند ، خوبست به کیفر و مکافات این مطلب فرمان دهی استخر را خراب و ویران کنند ، اسکندر تن در داد و در همان شب حکم نمود تمام اموال مردم را بغارت بردند و عمارات استخر را آتش زدند و خراب نموده و تخت جمشید را ویران ساختند . بر اهل دانش و بینش واضح و لایح است که آن عمل که از اسکندر سر زد نبود مگر بیخردی و آن بیخردی نبود مگر از مستی ، دریغ از انسانی که عمر خویش را صرف شراب مدام و مدام اوقات را مصروف باده و جام دارد ...

جمشید : پارسیان جمشید را حکیم کامل خوانند و پادشاه عادل دانند و نامه آسمانی بوی نسبت دهند ، گویند مشرب توحید بر جمشید غالب بوده و انسان کامل را در خور ستایش و نیایش می دانسته و گفته که انسان اشرف موجوداتست و اشرف انسان پادشاه عادل و آن قابل طاعت و فرمان برداری است و در بعضي کتب تواریخ سخنان جمشید را نوشته اند از جمله آنها فرموده : حکمت و دانش کلید نیکبختی هاست و نیکبختی ها در یافتن آرزوهاست ...

 

+   حسن نقاشي   |