از جمله شخصيتهاي اساطيري كهن كه فردوسي آنان را با سيمايي شگرف در شعر خود باز آفريده ، كيخسرو كياني است . اين شاه ديرينه سال ، از آزمون مرگ معاف است و با تن زنده به جهان ديگر مي رود تا در پايان زمان ، باز به ياري سوشيانس به زنده گري بپردازد و مردمان را جاودانگي بخشد .
شادروان ، سيد ابولقاسم انجوي شيرازي در جستارهاي خود در فرهنگ عامه ، حكاياتي از ديدار مردم اين روزگار با کیخسرو نقل مي كند كه با اسب خود در كوه و صحرا مي گردد و در انتظار براي جنگيدن در ركاب منجي زمين مي باشد .
در برخي شهرهاي كهن همچون يزد و كرمان نيز هر بامداد اسبي به بيرون از روستا برده مي شود تا كيخسرو بر آن نشيند و به روستا باز آيد .
در سكانسي از سريال قديمي سربداران كه قهرمانان ايران به دار آويخته شده و مغولان بر اين خاك چيره گشته اند ، به آيين كيخسرو اشاره مي شود . ديدن اين سكانس را به دوستداران فرهنگ ايرانزمين پيشنهاد مي كنم .
سكانسي از سريال سربداران