تبليغاتX
آيين و اسطوره هاي ايراني - درگذشت اشو زردشت

 

زرتشت و گشتاسب

چو یک چندگاهی بر آمد بر این / درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسب تا پیش شاه / درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد / کسی کو چنان برخورد کی مُرَد؟
خجسته پی و نام او زردهشت / که اهریمن بدکنش را بکشت...

ابو منصور محمد ابن احمد دقیقی

از افتخارات بزرگ ايران زمين ، اشو زردشت است كه جان فداي باورهايش نمود . دوست و دشمن بر این باورند که وی هرگز براي ترويج افكار و اندیشه های بزرگش شمشير به كمر نبست و خون بيگناهان را نريخت ...

آري ، زردشت برگی تازه در دفتر روزگار بود ، چراغی که آدمي با تكيه بر آن راه تاریک و پر فراز و نشیب را آسان نمود ، اندیشه های انسان ساز زردشت باعث شد تا روح آزادی و آزادگی در بشر زنده شود . پنجم دي ماه ، روزي است كه زردشت در معبد ايمان و عقيده و باور خويش ، با تيغ سرداری اهریمنی ( توربرادريش ) جان باخت . اما به رسم ديرين روزگار ، نيكنامان همواره زنده و جاودانه اند و پایدار خواهند ماند .اين روز بر تمامی انديشمندان و خرد ورزان گرامي باد .

شايسته ديدم به جاي قلم فرسايي با سروده اي از اوستا ( ارت يشت ) شخصيت والای زردشت را معرفي نمايم :

" منم زردشت ، نخستين بشري كه نماز بجاي آورد ، اهورامزدا را بستود ، امشاسپندان را بستود ، كسي كه در هنگام تولدش ، آبها و گياهان خرسند شدند و بباليدند .

کسی که هنگام تولدش ، اهريمن از زمين بگريخت ، و گفت : ايزدان نتوانستند مرا بر خلاف اراده ام برانند اما زردشت به تنهایی مرا بر خلاف اراده ام براند .

او مرا بسوخت ، و چنان كرد كه از برايم گریز از زمين بهتر است .... " 

( ارت يشت سرود 18 تا 20 )

 

+   حسن نقاشي   |