
اعتمادو السلطنه در خاطرات خود مي نويسد :
ديروز كه شاه به عشرت آباد مراجعت مي فرمودند ، قريب هزار نفر زن سر راه شاه را گرفته و فرياد از نبودن نان كردند . شاه غضب كرده به نايب السلطنه فرمود : شوهر زنها را بگيريد و گداها را از شهر بيرون كنيد ...
راست گفته بود ملا نصرالدين وقتي كه خرش گريخته بود و گوساله بسته را مي زد ، گفتند : اين چه كاري است ؟ گفته بود : شما نمي دانيد ، اگر اين گوساله بگريزد ، خيلي از آن خر تند تر خواهد دويد ...